فرزاد رشیدی، مشاور گردشگری پروژه ثبت جهانی ماسوله در یادداشتی نوشت: ماسوله را باید در پیوند با زندگی آن شناخت. وقتی از ماسوله صحبت میکنیم، معمولاً نخستین تصویری که به ذهن میرسد خانههای پلکانی، معابر تاریخی و چشماندازهای طبیعی آن است. اما ارزش ماسوله به این عناصر محدود نمیشود. آنچه این شهر را به یک منظر فرهنگی ارزشمند تبدیل کرده، پیوندی است که در گذر زمان میان معماری، طبیعت، شیوه زندگی مردم، فعالیتهای اقتصادی، مهارتهای بومی و روابط اجتماعی شکل گرفته است.
این پیوندها در کنار یکدیگر هویت ماسوله را ساختهاند. به همین دلیل، حفاظت از آن را نمیتوان صرفاً به مرمت بناها یا نگهداری از سیمای تاریخی شهر تقلیل داد. بخش مهمی از ارزش ماسوله در ارتباط میان اجزای آن و تداوم زندگی در این بستر نهفته است.
در فرایند ثبت جهانی، ارزشهای میراثی ماسوله از منظری فراتر از اهمیت محلی و ملی مورد توجه قرار گرفتهاند. در این میان، پیشینه فعالیتهای معدنی و آهنکاری، کورهها و شواهد باستانشناختی نیز بخشی از روایت تاریخی این سرزمین را شکل میدهند. شناخت این لایهها کمک میکند ماسوله را نه فقط مکانی برای تماشای معماری، بلکه بخشی از یک تاریخ زنده و حاصل تجربه و دانش نسلهای گذشته بدانیم.
از همین جا باید به یک نکته اساسی توجه کرد: حفاظت از یک منظر فرهنگی زنده به معنای متوقف کردن زندگی در آن نیست. قرار نیست ماسوله به تصویری ثابت از گذشته تبدیل شود. مسئله اصلی، فراهم کردن شرایطی است که زندگی، فعالیتهای اقتصادی و حضور گردشگران در کنار یکدیگر ادامه پیدا کنند، بیآنکه ارزشهای تاریخی و فرهنگی شهر آسیب ببینند.
گردشگری؛ فرصتی برای حفاظت، نه عاملی برای افزایش فشار
مدیریت مقصد گردشگری در ماسوله نباید تنها به جذب گردشگر بیشتر، توسعه خدمات یا ساماندهی مسیرهای بازدید محدود شود. مسئله اصلی، چگونگی برقراری تعادل میان گردشگری، حفاظت از میراث، محیط طبیعی و زندگی ساکنان است.
هر تصمیم در حوزه گردشگری میتواند پیامدهایی فراتر از موضوع مستقیم خود داشته باشد. ایجاد یک تأسیسات گردشگری، افزایش شمار تورها، انتخاب مسیر بازدید یا حتی تعیین زمان سفر، ممکن است بر بافت تاریخی، فضاهای عمومی و زندگی روزمره مردم اثر بگذارد. بنابراین، برنامهریزی گردشگری در ماسوله باید با در نظر گرفتن مجموعه این ارتباطها انجام شود.
در این زمینه، برخی از محورهای مورد توجه در برنامهریزی گردشگری ماسوله در قالب مطالعات، تجربههای اجرایی و پیگیریهای کارشناسی دنبال شدهاند. این تجربهها میتوانند در تکمیل برنامه مدیریت گردشگری مقصد و شکلگیری رویکردی هماهنگتر مؤثر باشند.
یکی از این تجربهها، توجه به لایههای کمتر شناختهشده میراث فرهنگی ماسوله و معرفی آنها از طریق تورهای موضوعی و تخصصی است. تورهای باستانشناسی، معدن و پیشینه آهنکاری از جمله برنامههایی بودهاند که طراحی و اجرا شدهاند و با استقبال مخاطبان همراه بودهاند. این تجربه نشان داد که گردشگری فرهنگی در ماسوله ظرفیتهایی فراتر از بازدیدهای معمول دارد. وقتی مخاطب با تاریخ فعالیتهای معدنی، مهارتهای آهنکاری و شواهد باستانشناختی منطقه آشنا میشود، ارتباط عمیقتری با مکان برقرار میکند و بازدید او از تماشای چند بنای تاریخی فراتر میرود.
چنین تجربههایی میتوانند زمینه توسعه تورهای تخصصیتر را فراهم کنند؛ تورهایی که به جای تمرکز صرف بر تعداد بازدیدکنندگان، بر کیفیت تجربه و شناخت ارزشهای مقصد تکیه دارند. البته طراحی و اجرای این برنامهها باید با همراهی متخصصان، اتکا به شواهد معتبر و بهرهگیری از دانش محلی صورت گیرد.
موضوع دیگری که در مدیریت گردشگری ماسوله اهمیت داشته، محل استقرار تأسیسات و سرمایهگذاریهای گردشگری است. بخش مهمی از تأسیسات اقامتی و خدماتی، از جمله هتلها و مراکز گردشگری، در محدودههای پیرامونی و خارج از بافت تاریخی شهر مستقر شدهاند. این رویکرد به کاهش تمرکز فعالیتهای خدماتی و اقامتی در بافت حساس ماسوله کمک میکند و مانع از آن میشود که تمام نیازهای زیرساختی گردشگری بر دوش محدوده تاریخی قرار گیرد.
این تجربه از آن جهت اهمیت دارد که توسعه گردشگری الزاماً به معنای گسترش تأسیسات در داخل بافت تاریخی نیست. گاهی جانمایی مناسب خدمات در پیرامون یک مقصد میتواند هم پاسخگوی نیاز گردشگران باشد و هم فشار کمتری بر ساختار تاریخی و زندگی ساکنان وارد کند.
در کنار نوع فعالیتهای گردشگری و محل استقرار تأسیسات، زمان حضور گردشگران نیز باید مورد توجه قرار گیرد. تمرکز سفرها در برخی روزها و فصلهای پرتردد میتواند فشار زیادی بر فضاهای عمومی و ظرفیت خدماتی ماسوله وارد کند. به همین دلیل، برنامهریزی برای مدیریت زمان ورود تورها و پرهیز از اجرای برخی برنامههای گروهی در دورههای اوج سفر مورد توجه قرار می گیرد.
این رویکرد در برخی زمینهها تجربه و اجرا شده و میتواند با بررسی نتایج، مبنای تصمیمگیریهای دقیقتر قرار گیرد.
در مجموع، این تجربهها نشان میدهند که مدیریت گردشگری تنها به جذب بازدیدکننده بیشتر مربوط نیست. انتخاب نوع مناسب تجربه گردشگری، جانمایی سنجیده تأسیسات و توجه به زمان حضور گردشگران، هر سه میتوانند در کاهش فشار بر بافت تاریخی و حفظ کیفیت تجربه بازدید مؤثر باشند.
جامعه محلی؛ از ذینفع تا صاحب حق
هیچ برنامهای برای آینده ماسوله بدون حضور مؤثر جامعه محلی به نتیجه پایدار نخواهد رسید. ساکنان این شهر فقط گروهی از ذینفعان گردشگری نیستند که باید درباره برنامهها از آنها نظرخواهی شود. آنان صاحبان دانش، تجربه و حافظهای زندهاند که بخش مهمی از هویت ماسوله به آن وابسته است.
به همین دلیل، باید جایگاه جامعه محلی را از مخاطب برنامههای توسعه فراتر برد و آن را بهعنوان یکی از طرفهای اصلی فرایند حفاظت و مدیریت مقصد به رسمیت شناخت.
البته مشارکت مردم به معنای آن نیست که همه ساکنان دیدگاه یا منافع یکسانی دارند. صاحبان خانهها، فعالان گردشگری، زنان، جوانان، هنرمندان، پیشهوران و دیگر گروههای اجتماعی ممکن است درباره آینده شهر نگرانیها و اولویتهای متفاوتی داشته باشند. برنامهریزی درست باید این تفاوتها را ببیند و امکان شنیده شدن دیدگاههای گوناگون را فراهم کند.
مشارکت واقعی نیز به برگزاری نشست و دریافت نظر افراد محدود نمیشود. دانش بومی باید در تصمیمگیریها جایگاه داشته باشد و مردم بتوانند در شناخت مسائل، تعیین اولویتها، اجرای برنامهها و ارزیابی نتایج نقش مؤثری ایفا کنند.
از سوی دیگر، موضوع منافع اقتصادی را نمیتوان نادیده گرفت. اگر جامعه محلی هزینه محدودیتها و پیامدهای گردشگری را تحمل کند، اما سهم اندکی از منافع آن داشته باشد، شکلگیری احساس تعلق و مسئولیت نسبت به حفاظت دشوار خواهد شد. گردشگری باید بتواند به تقویت معیشت محلی، رونق کسبوکارها و ایجاد فرصت برای گروههای مختلف جامعه کمک کند.
آموزش و توانافزایی نیز در همین مسیر معنا پیدا میکند. ماسوله از مهارتها و ظرفیتهای انسانی ارزشمندی برخوردار است که باید شناسایی و تقویت شوند. آموزش راهنمایان محلی، فعالان گردشگری و صاحبان کسبوکارها در زمینه شناخت ارزشهای میراثی، میزبانی مسئولانه، مدیریت بازدیدکنندگان و حفاظت از محیط طبیعی میتواند به بهبود کیفیت گردشگری کمک کند. مهم آن است که این آموزشها بر پایه دانش و تجربه موجود در جامعه محلی شکل بگیرند و به تقویت آنها منجر شوند.
مسئولیت دولت و ضرورت مدیریت مشارکتی
تأکید بر مشارکت جامعه محلی نباید به معنای کمرنگ شدن مسئولیت دستگاههای دولتی تلقی شود. حفاظت از میراث فرهنگی، نظارت بر ساختوسازها، اعمال ضوابط قانونی، تأمین زیرساختهای ضروری، مدیریت بحران و پایش وضعیت آثار همچنان بر عهده نهادهای مسئول است.
آنچه در مدیریت مقصد اهمیت دارد، هماهنگی میان این مسئولیتها و ایجاد زمینه برای حضور مؤثر جامعه محلی و بخش حرفهای گردشگری است. تصمیمهای مرتبط با میراث، گردشگری، محیطزیست، امور عمرانی و اقتصاد محلی نمیتوانند جدا از یکدیگر گرفته شوند. هر یک از این حوزهها بر دیگری اثر میگذارد و نبود هماهنگی ممکن است نتیجه اقدامات را تضعیف کند.
در این میان، تقسیم روشن وظایف اهمیت زیادی دارد. ایجاد ساختارهای موازی همیشه به بهبود مدیریت منجر نمیشود. گاهی استفاده بهتر از ظرفیت نهادهای موجود و مشخص شدن حدود مسئولیت و همکاری آنها میتواند راهگشاتر باشد.
حفاظت موفق زمانی شکل میگیرد که مسئولیت قانونی دولت برقرار باشد و در عین حال، مراقبت از میراث تنها به حضور و مداخله دستگاههای دولتی وابسته نماند. جامعهای که ارزش میراث خود را میشناسد، نسبت به آن احساس تعلق دارد و در فرایند حفاظت سهم واقعی پیدا میکند، میتواند پشتوانهای ماندگار برای صیانت از آن باشد.
مدیریت بازدیدکنندگان؛ توجه به ظرفیت واقعی ماسوله
افزایش شمار گردشگران بهتنهایی نشانه موفقیت یک مقصد نیست. در شهری مانند ماسوله، چگونگی حضور گردشگران، زمان بازدید، مسیر حرکت آنها و میزان فشار بر فضاهای عمومی و عناصر میراثی اهمیت بیشتری دارد.
ظرفیت پذیرش مقصد نیز مفهومی ثابت و صرفاً عددی نیست. این ظرفیت به شرایط کالبدی، محیطی و اجتماعی مقصد و کیفیت مدیریت بازدیدکنندگان بستگی دارد. به همین دلیل، شناخت نقاط حساس، بررسی الگوهای زمانی و مکانی حضور گردشگران و تعریف شاخصهای قابل سنجش برای ارزیابی فشار گردشگری، از موضوعات ضروری در برنامهریزی است.
در این زمینه، موضوع مدیریت جریان بازدیدکنندگان و زمان حضور تورها مورد توجه قرار گرفته است. تمرکز بازدیدها در روزها و فصلهای پرتردد میتواند فشار زیادی بر بافت تاریخی وارد کند. برنامهریزی برای توزیع زمانی سفرها و پرهیز از اجرای برخی تورها در دورههای اوج حضور گردشگران، از جمله راهکارهایی است که در برخی زمینهها تجربه و اجرا شده است. ادامه این مسیر میتواند به شناخت بهتر شرایط مقصد و انتخاب زمانهای مناسبتر برای بازدید کمک کند.
موضوع دیگر، شناسایی نقاط حساس و بررسی مسیرهای پرتردد است. طراحی مسیرهای متناسب با ویژگیهای ماسوله، اطلاعرسانی پیش از سفر و هدایت بازدیدها به مسیرهای مناسب میتواند در کاهش تمرکز گردشگران بر بخشهای محدود شهر مؤثر باشد. البته این اقدامات باید با توجه به شرایط واقعی مقصد و نتایج بررسیهای میدانی دنبال شوند.
در این میان نباید فراموش کرد که فضاهای عمومی ماسوله پیش از آنکه محل عبور گردشگران باشند، بخشی از محیط زندگی مردم هستند. حفظ دسترسی ساکنان، احترام به حریم خصوصی خانهها و جلوگیری از اختلال در فعالیتهای روزمره باید در هر برنامه مدیریت بازدیدکنندگان مورد توجه قرار گیرد.
برای رسیدن به تصمیمهای دقیقتر، لازم است وضعیت مقصد بهصورت مستمر بررسی شود. میزان فشار بر بناها و معابر، وضعیت محیط طبیعی، الگوی حضور گردشگران و آثار این حضور بر زندگی مردم میتواند مبنای ارزیابی قرار گیرد. چنین پایشی کمک میکند برنامهها متناسب با شرایط تغییر کنند و مدیریت مقصد به یک فرایند مستمر و قابل اصلاح تبدیل شود.
تفسیر میراث؛ کمک به فهم آنچه دیده میشود
بازدید از ماسوله زمانی تجربهای عمیقتر خواهد بود که گردشگر بتواند معنای آنچه را میبیند درک کند. تفسیر میراث فقط ارائه اطلاعات تاریخی یا نصب تابلوهای معرفی نیست. هدف آن آشکار کردن ارتباط میان عناصر مختلف یک مکان و کمک به شناخت ارزشهایی است که شاید در نگاه نخست دیده نشوند.
فریمن تیلدن در کتاب «تفسیر میراث ما» بر تفاوت میان انتقال اطلاعات و تفسیر تأکید میکند. اطلاعات به مخاطب میگوید چه چیزی را میبیند؛ اما تفسیر تلاش میکند معنای آن را روشن کند و ارتباطش را با تجربه و شناخت مخاطب نشان دهد.
این نگاه در ماسوله اهمیت ویژهای دارد. بازدیدکننده باید بتواند ارتباط میان معماری پلکانی، طبیعت، شیوه زندگی مردم، مهارتهای سنتی و پیشینه فعالیتهای معدنی و آهنکاری را دریابد. در غیر این صورت، ممکن است از کنار مجموعهای از ارزشهای تاریخی و فرهنگی عبور کند، بیآنکه شناختی از ارتباط آنها با یکدیگر به دست آورد.
برای این منظور، تدوین برنامهای منسجم برای تفسیر میراث میتواند راهگشا باشد. راهنمایان محلی و حرفهای، روایتهای مستند تاریخی، نقشهها، تابلوهای معرفی و ابزارهای دیجیتال میتوانند در کنار یکدیگر به معرفی بهتر ارزشهای ماسوله کمک کنند. البته هرگونه مداخله در منظر تاریخی باید با توجه به اصالت و ویژگیهای بصری شهر انجام شود.
راهنمایان گردشگری در این میان نقش مهمی دارند. آنان باید علاوه بر آشنایی با تاریخ و ویژگیهای طبیعی و معماری ماسوله، بتوانند بازدیدکنندگان را با شیوه درست حضور در یک محیط تاریخی و زنده آشنا کنند. احترام به حریم خصوصی ساکنان، ورود نکردن به فضاهای خصوصی بدون اجازه، رعایت مسیرهای بازدید و خودداری از آسیب رساندن به عناصر تاریخی و طبیعی، بخشی از فرهنگ بازدید مسئولانه است.
مردم ماسوله نیز در این روایت جایگاه ویژهای دارند. آنان حامل بخش مهمی از دانش و خاطره تاریخی شهر هستند و حضور آگاهانه و با رضایتشان در معرفی میراث میتواند به اصالت تجربه گردشگری بیفزاید. البته بهرهگیری از این دانش باید با احترام به حقوق افراد و ارزشگذاری برای تجربه و زمان آنان همراه باشد.
از برنامهریزی تا مدیریت مستمر
مدیریت گردشگری ماسوله به برنامهای نیاز دارد که در آن حفاظت از میراث، زندگی جامعه محلی و توسعه اقتصادی در کنار یکدیگر دیده شوند. رسیدن به چنین رویکردی با یک تصمیم یا اقدام منفرد امکانپذیر نیست. این مسیر به هماهنگی میان دستگاههای مسئول، مشارکت مردم، استفاده از تجربه متخصصان و ارزیابی مستمر نتایج نیاز دارد.
هدایت سرمایهگذاریها، ساماندهی خدمات گردشگری و توجه به فعالیتهای اقتصادی سازگار با ویژگیهای ماسوله باید در همین چارچوب دنبال شود. همه فعالیتهای اقتصادی در بافت تاریخی الزاماً با حساسیتهای آن سازگار نیستند؛ از سوی دیگر، محدود کردن فرصتهای اقتصادی نیز نمیتواند به نفع جامعه محلی باشد. باید میان حفظ ارزشهای تاریخی و فراهم کردن فرصتهای معیشتی تعادل برقرار کرد.
توجه به ارتباط ماسوله با دیگر مقاصد منطقه نیز میتواند در برنامهریزی گردشگری مؤثر باشد. توسعه مسیرهای مکمل با محوریت فومن، ماکلوان و دیگر نقاط منطقه، در صورت برخورداری از ظرفیت و برنامهریزی مناسب، امکان توزیع متعادلتر منافع گردشگری را فراهم میکند. البته این ارتباط نباید به انتقال فشار از یک مقصد حساس به مقصدی دیگر منجر شود.
در کنار این موضوعات، پایش مستمر وضعیت میراث و پیامدهای گردشگری اهمیت دارد. شرایط بناها و منظر تاریخی، فشار بر فضاهای عمومی، وضعیت محیط طبیعی، کیفیت خدمات و آثار اقتصادی گردشگری بر جامعه محلی باید بهطور منظم بررسی شوند. نتایج این ارزیابیها میتواند مبنای اصلاح برنامهها و تصمیمهای بعدی باشد.
تجربه تورهای تخصصی، توجه به استقرار تأسیسات گردشگری در پیرامون بافت تاریخی و برنامهریزی برای مدیریت زمان حضور تورها، هر یک از زاویهای به این موضوع پرداختهاند. این تجربهها در کنار مطالعات و محورهای دیگری که میتوانند در ادامه دنبال شوند، زمینه مناسبی برای شکلگیری رویکردی هماهنگتر در مدیریت گردشگری ماسوله فراهم میکنند.
در نهایت، ثبت جهانی نباید تنها فرصتی برای معرفی بیشتر ماسوله یا افزایش شمار بازدیدکنندگان تلقی شود. ارزش واقعی این فرایند زمانی آشکار خواهد شد که به حفاظت مؤثرتر از میراث، تقویت جایگاه جامعه محلی و بهبود کیفیت زندگی در این شهر کمک کند.
گردشگری برای ماسوله زمانی یک فرصت پایدار خواهد بود که به جای بهرهبرداری صرف از میراث، در خدمت حفاظت از آن قرار گیرد؛ به زندگی مردم احترام بگذارد و میان بازدیدکننده، جامعه میزبان و میراث فرهنگی پیوندی آگاهانه برقرار کند
هدف،بیشتر دیدن ماسوله نیست بلکه بهتر شناختن آن و کمک به ماندگاری ارزشهایی است که ماسوله را به ماسوله تبدیل کردهاند.
انتهای پیام/
نظر شما